درون جمجمه ام
هزار فکر به دیوار مشت می کوبند:
پتوی بچه چرا پای تخت افتاده..
هنوز ظرف نشسته در آشپزخانه ست…
و چای صبح مبادا که دیر دم بکشد…
*
و سیل خستگی و درد در تنم جاری ست…
درون جمجمه ام
هزار فکر به دیوار مشت می کوبند:
پتوی بچه چرا پای تخت افتاده..
هنوز ظرف نشسته در آشپزخانه ست…
و چای صبح مبادا که دیر دم بکشد…
*
و سیل خستگی و درد در تنم جاری ست…
پوسته: Rubric. وبنوشت روی وردپرس.کام.